تبليغاتX

همه چی +++ عشق
  همه چی +++ عشق  
  عکس , مطالب آموزنده , حدیث و ذکر های خواندنی  
 


سلام سلام خوش اومدین با هر گونه تبادل لینک موافقم.
من همه ی عکس ها رو بدون URL می زارم تا همه بتونن استفاده کنن بدون ذکر منبع غیر مجاز
تعبیر خواب یک شخص وقتی درست است که خواب را قبل از نماز صبح دیده باشد***


منوی اصلی



موضوعات مطالب



آرشيو مطالب





پیوند روزانه





امکانات

ابتدا نيت كنيد


سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ



 

 
:: این مطلب بسیار خواندنی است+++مهم
 

اگه تا الان مطلبی رو در وبلاگ ها نمی خوندید تقاضا دارم این مطلب رو حتما بخونید به نفع خودتونه


ادامه داستان شگفت معراج حضرت محمد(ص) در آسمان اول

عذاب عیب جویان
...از آنجا عبور می کردم و به گروهی نظر نمودم که لبهایی داشتندمانند لبهای شتر و فرشتگان از گوشت پهلویشان مقراض(قیچی)می نمودند و در دهانشان می گذاردند و می گفتند بخورید .جبرئیل گفت: اینان هُمزه و لُمزه یعنی چشمک زنان و عیب جویان می باشند.
عذاب تارکان نماز
...عده ای را مشاهده نمودم که سر به سنگ می کوبیدند.جبرئیل عرض کرد: یا رسول الله اینان از کسانی هستند که نماز عشا را ترک نموده به خواب می روند.

«البته من فکر کنم این متعلق به زمان گذشته باشه چون این دور و زمونه کم پیش می یاد کسی برای نماز عشاء خواب بیفته و برای ما منضور نماز صبح هسته»
عذاب خورندگان مال یتیم
...باز افرادی را دیدار نمودم که ملائکه ، آتش به دهانشان می ریختند و از پایین ایشان بیرون می آمد ،جبرئیل گفت: ایشان خورندگان مال یتیمان می باشند .
عذاب ربا خواران
...جمعیتی را دیدم که قصد حرکت داشتند که بلند شوند ولی از بزرگی شکم می افتادند . جبرئیل گفت: اینان ربا خوارانند .
عذاب زنان گناهکار
...آنگاه زنانی را دیدمکه بر موی سر آویخته بودند و مغزشان می جوشید .
و زنانی که با زبان آویزان شده بودند و حمیم جهنم را در حلق آنان می ریختند .
و زنانی که بر پستان آویزان بودند.
و زنانی که گوشت بدن خود را می خوردند و جایگاهشان در آتش بود .
و زنانی که در میان آتش به پا ها آویزان بودند.
و زنانی که پاهایشان را به دست هایشان بسته بودند و مارها وعقرب بر آنان مسلط بودند.
وبعضی زنان که کور و کر و لال بودند و در تابوت آتش بودند و مغز سرشان از دماغ آنها بیرون می آمد و بدنشان از خوره و پیسی پاره می شد .
و زنی را دیدم که بر پاها آویخته بودند و گوشت بدنش را با مقراض های آتشین می بریدند.
و زنی را دیدم که که صورت و دست هایش را می سوزاندند و او روده های خود را می خورد .
و زنی را دیدم که سرش مانند خوک و بدنش بدن خر بود و بر او هزار هزار نوع عذاب بود.
و زنی را دیدم که صورتش همچون صورت سگ بود و آتش در او داخل می کردند و از دهانش بیرون می آمد و ملائکه با گرزهای آتشین بر او می زدند.
پس رسول گرامی اسلام به هنگام نقل این وقایع به شدت گریست . فاطمه زهرا فرمود: یا رسول الله! خبر ده مرا از عمل و سیرت آنان که چه بوده که به این عذاب ها دچار شدند .
فرمود: اما آن زنی که به موی خود آویخته شده بود زنی بود که موی خود را از مردان نمی پوشاند .
آن را که به زبان آویخته بودند کسی بود که با زبان شوهر خویش را می آزرد.
و زنی که به پستان آویخته بودند زنانی می باشند که در امور جنسی از شوهر تمکین نمی کردند .
و آن که گوشت بدن خود را می خورد ، برای نامحرم خود را زینت و آرایش و معطر می کرد.
و آن که به پاها آویخته بودند ، از خانه شوهر بی اجازه بیرون می رفت.
و آنکه پاهایش به دست هایش بسته بودند ، جامه های خود را پاک نمی کرد و غسل حیض و جنابت نمی نمود و بدنش را از نجاسات طاهر نمی کرد و نماز را سبک می شمرد.
و آنکه کور و لال و کر در میان تابوت آتشین بود از زنا فرزند دار می شد به گردن شوهر خود می نهاد.
و آنکه گوشت بدنش را قیچی می کردند خود را به مردان می نمود تا به او رغبت کنند.
و آنکه صورت و بدنش را می سوزاندند و روده هایش را می خورد ،زنی بود که مرد و زن را به حرام به هم می رساند.
و آنکه سرش سر خوک و بدنش بدن خر بود ، سخن چین و دروغ گو بود.
آنگاه حضرت محمد (ص) فرمود: وای بر زنانی که شوهر خود را به خشم آورد و خوشا به حال زنی که شوهر خود را راضی دارد.
فکر نکنید اینا همه افسانه است و بس امتحان کنید ببینید لذت نماز و گناه نکردن و به فکر خدا بودن بهتره یا لذت شیطانی گناه که انسان همچون در مرداب فرو می برد و هر چی بیشتر دستو پا بزنید بیشتر فرو می رویم.
ما سخن گفتیم خواه پند گیر خواه ملال



نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387 توسط مهرداد | لينك ثابت |
 
:: شگفتی های معراج در آسمان اول
 

شگفتی های آسمان اول



«پس جبرئیل مرا به طرف آسمان حر کت داد و چون به آسمان اول رسیدم،فرشته ای به نام «اسمائیل»در آن موکّل بود
که هرگاه شیطانی به آنجا رسید بوسیله ی هفتاد هزار فرشته که در اختیار اسمائیل بود آن شیطان را به تیر شهاب برانند.
«اسمائیل از جبرئیل پرسید که :این آقا کیست؟
جبرئیل آن حضرت را معرفی نمود.فورا به حضرت سلام کرد و استقبال نمود و همه آن ملائکه نیز مشغول تحیت و سلام
شدند وبسیار اظهار خوشحالی کردند.
آنگاه رسیدم به ملکی که از او بزرگتر ندیدم و لکن با قیافه گرفته و خشمناک و به من سلام کرد ولی نخندید.
جبرئیل گفت این مالک جهنم است وتا کنون نخندیده و همیشه غضبناک است بر اهل جهنم.
حضرت به جرئیل فرمودکه:به مالک دوزخ بگو که من قصد دارم که جهنم را مشاهده نمایم و او پذیرفت و پرده ای از
پرده های جهنم دور کرد ، زبانه آتش چنان شله ور شد که نزدیک بود به آسمان ها اثر گذارد .
گفتم: پرده را برگردان .فورا اطاعت کرد.
از آنجا گذشتم .مرد گندم گونی را دیدم ،از جبرئیل پرسیدم این کیست؟
گفت حضرت آدم ،پدر تو می باشد . واو سلام نمود و اظهار تحیت کرد .
سپس به ملکی که نشسه بود گذشتم و دیدم جمیع دنیا در پیش او جلوه گر است و لوحی در دست داشت و پیوسته به آن
لوح نگاه میکرد.
گفتم : ای جبرئیل این کیست؟
عرضه داشت :ملک الموت است و پیوسته مشغول قبض ارواح می باشد و جمیع دنیا در برابر او مانند در همی است که
در دست شما باشد و به هر طرف که خواسته باشی بگردانی.
عزرائیل به من عرض کرد: هیچ خانه ای نیست مگر آنکه روزی پنج مرتبه به اهل آنجا نظر می کنم و هرگاه بر میتی
اشک بریزند ،به آنان گویم باز گشت می کنم تا اینکه هیچ یک باقی نمانید.
و از او گذشتم و به گروهی رسیم که بر سر سفره نشسته و در آن، گوشت مردار تناول میکردند.
از جبرئیل پرسیدم : اینان کیانند؟
گفت:مردمانی هستند که حرام می خورند و از حلال دوری می کنند.
و فرشته ای دیدم که نصف بدن او از برف و نیمی دیگر از آتش بود از جبرئیل درباره او سوال کردم ، گفت:این ملک از
همه فرشتگان برای مردم نیک خواه تر و دلسوز تر است و از روزی که پروردگار او را خلق کرده همیشه دعای او اینست
«اللهم یا مؤلف بین المثلجو النار ،الف بین قلوب عبادک»




نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387 توسط مهرداد | لينك ثابت |
 
:: داستان شگفت معراج پیغمبراکرم(ص)
 

داستان شگفت معراج پیغمبراکرم(ص)



حضرت صادق(ع)در تفسیر آیه«سُبحانَ الذی اسری بعَبده لیلا من المسجد الحرام»فرمود:
«در شب معراج،جبرئیل و میکائیل واسراف اب بُراق بر رسول خدا نازل شدند
 واز حضرت خواستندکه بر آن بُراق
سوار شود و حضرت به دستور جبرئیل امین بر براق نشست و یکی از آن زمام و دیگری رکاب گرفتند و سومی لباس
حضرت را مرتب نمود و حضرت بر زین قرار گرفت بُراق چموشی کرد،جبرئیل طپانچه ای بر او زد وگفت:آرام گیر
که احدی از گذشت و آینده،بهتر از این راکب نخواهی یافت سپس بُراق پرواز کرد و جبرئیل در راه، عجایب زمین و
آسمانرا به حضرت عرضه می داشت.
پیغمبر اکرم فرمود:در اثنای راه از طرف راست صدایی شنیدم که گفت:«یا محمد».من توجه نکردم،باز از جانب چپ
مرا آواز دادند،من گوش ندادم،پس در مقابل خویش زنی را دیدم که خود را آرایش کرده و دست هایش تا ساعد برهنه
بود و مرا می خواند و هب او هم اعتنا ننمودم.
در این هنگام صدایی هولناک به گوشم رسید که بسیار هراسان شدم.
پس جبرئیل گفت:یا رسول الله به زمین فرود آی و نماز به جای آور.و من در بیت المقدس وارد شدم و جبرئیل اذان و
اقامه گفتو ارواح جمیع پیغمبران حاضر شدند و به من اقتدا نمودند.ناگاه سه ظرف نزد من آورده شد،یکی شیر و دیگری
آب و سومی شراب و ندائی شنیدم که شیر را بگیر و حضرت آن دو ظرف را ترک نمود.تنها جام شیر را گرفت و
آشامید. پس جبرئیل گفت: یا رسول الله هدایت یافتی و امت تو نیز هدایت می شوند.
بعد جبرئیل گفت: چه آوازی شنیدی؟
فرمود:دو صدا از طرف راست و چپ شنیدم و اعتنا نکردم.
جبرئیل عرض کرد کرد:آنان داعی و یهود و نصارا بودند،اگر توجه می فرمودی امت تو به دین یهودو نصارا تمایل
می جستند.
باز گفت چه دیدی؟
حضرت فرمود:زنی را مشاهده نمودم.
عرضه داشت:آن زن در حقیقت دنبیا بود، اگر با او سخن می گفتی ،امت تو دنیا را بر آخرت اختیار میکردند.
پس عرض کرد:آن صدایی که به گوشت رسید و ترسیدی، صدای سنگی بود که هفتاد سال پیش از فراز به ژرف و
جهنم رسید!
و چون حضرت این خبر را شنید بعد از آن دیگر هرگز نخندید»




نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387 توسط مهرداد | لينك ثابت |
 
:: شگفتی های ولادت پیامبر شماره3
 

شگفتی های ولادت پیامبر شماره3

1.آتشکده ی فارس که هزار سال روشن بود خاموش شد.
2.طاق کسری از میان شکافت ودو نصف شد و آب رودخانه
دجله طغیان کرد و در آن کاخ نفوذ کرد.
3.نوری در آن شب ظاهر گردید و از سمت حجاز حرکت کرد وتا شرق عالم منتشر شد.
4.سحر ساحران باطل شدو علم پیشگویان از آنها اخذ شد.
5.همه ی پادشاه جهان در آن روز تا شب لال شدند و در بهت و حیرت به سر بردند.




نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387 توسط مهرداد | لينك ثابت |
 
:: شگفتی های زمان ولادت پیامبر(ص) شماره 2
 
شگفتی های زمان ولادت پیامبر(ص) شماره 2
در همان زمان ولادت پیامبر(ص)تمامی بت ها به رو بر زمین افتاد.
ایوان کسری(پادشاه عجم)بلرزید و چهارده کنگره ی آن فروریخت.
دریاچه ساوه که سالها آن را می پرستیدند فرو رفت و خشک شد.
در بیابان سماوه(محلی بین کوفه شام) که سال های طولانی آب در
آن یافت نمی شدسیل جاری شد.



نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387 توسط مهرداد | لينك ثابت |
 
:: شگفتی های زمان ولادت حضرت محمد(ص) شماره 1
 

شگفتی های زمان ولادت حضرت محمد(ص)


به هنگام تولد نبی اکرم حوادث عجیب وبی سابقه فراوانی در جهن رخ داد که ما به ذکر چند حادثه اکتفا می کنیم:


1-امام صادق (ع)فرمود:ابلیس تا آسمان های هفت گانه بالا می رفت واز اخبار آسمانی باخبر میشد،وچون عیسی(ع)


به دنیا آمداز سه آسمان منع گردید،یعنی فقط تا آسمان چهارم بالا میرفت و آنگاه که رسول خدا(ص)ولادت یافت،ابلیس




نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387 توسط مهرداد | لينك ثابت |
 
:: مشخصات حضرت محمد(ص)
 
 محمد رسول الله(ص)
نام مبارک:  محمد،احمد(ص)
لقب معروف:  رسول الله،خاتم النبیین،مصطفی(ص)
کنیه:  ابوالقاسم(ص)
پدر:  عبدالله(پسر عبدالمطلب)
مادر:   آمنه(دختر وهب بن عبد مناف)
تاریخ ولادت:  روز جمعه،17ربیع الاول سال571میلادی(53سال قبل از هجرت)

مکان ولادت:  مکه مکرمه
زمان بعثت:  27رجبدر سن 40سالگی
مدت نبوت:  23سال(از40سالگی تا 63سالگی)13سال در مکه و10سال در مدینه
زمان رحلت:  روز دوشنبه 28ماه صفر سال 11 هجری(وبه روایتی توسط زنی یهودی مسموم وشهید گشت)
مرقد شریف:  مدینه(کنار مسجد النبی)



نوشته شده در یکشنبه ششم مرداد 1387 توسط مهرداد | لينك ثابت |
 

livnhn2008

مهرداد

livnhn2008

http://livnhn2008.blogfa.com

همه چی +++ عشق

همه چی +++ عشق

همه چی +++ عشق

سلام سلام خوش اومدین با هر گونه تبادل لینک موافقم.
من همه ی عکس ها رو بدون URL می زارم تا همه بتونن استفاده کنن بدون ذکر منبع غیر مجاز
تعبیر خواب یک شخص وقتی درست است که خواب را قبل از نماز صبح دیده باشد*** عکس , مطالب آموزنده , حدیث و ذکر های خواندنی

همه چی +++ عشق

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

Published by Parstheme.com & Designed by Tempfa.com